بازاندیشی در آموزش نحو عربی: گذار از ساختار به کنش در پرتو پداگوژی انتقادی پائولو فریره
کد مقاله : 1050-ARCONF6 (R1)
نویسندگان
سعد جابریانی1، مریم جلالی نژاد *2
1دانشگاه فرهنگیان، تهران ، ایران
2مدرس مدعو دانشگاه رازی کرمانشاه
چکیده مقاله
آموزش نحو عربی در بسیاری از نظام‌های آموزشی همچنان بر روش‌های سنتی و حفظ‌محور استوار است الگویی که با غفلت از کارکرد معنایی و اجتماعی زبان، فراگیران را به ذخیره‌کنندگانی منفعل برای انباشت قواعد دستوری تقلیل می‌دهد. تداوم این وضعیت، فاصله‌ای بنیادین میان آموزش قواعد و کاربرد واقعی زبان ایجاد کرده و ضرورت بازاندیشی در اهداف و شیوه‌های آموزش نحو را آشکار می‌کند. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره‌گیری از پداگوژی انتقادی پائولو فریره(Paulo Freire)، به نقد این رویکرد انفعالی پرداخته و ضرورت گذار از آموزش بانکی به الگوی مسئله‌محور و کنش‌گرایانه را تبیین می‌کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد قواعد نحوی، نه اهدافی انتزاعی، بلکه ابزارهایی بنیادین برای خواندن جهان و تحلیل انتقادی متون دینی(قرآنی)، ادبی و رسانه‌ای هستند. کاربست این الگو سبب می‌شود فراگیر از دریافت‌کننده‌ای منفعل به سوژه‌ای کنش‌گر تبدیل شود که با پیوند دادن نظر و عمل (پراکسیس زبانی)، توانایی نقد گفتمان‌ها و کنشگری مدنی در عرصۀ زبان را به دست می‌آورد. همچنین نقش معلم از سپرده‌گذار دانش به تسهیل‌گر و هم‌آموز ارتقا می‌یابد. دستاورد بنیادین این پژوهش، ارائۀ مدلی عملیاتی برای تحول در آموزش علم نحو است و در پایان، راهکارهایی چون طراحی کارگاه‌های مسئله‌محور، واکاوی گفتمانی ساختارها و تحلیل متنی گفت‌وگومحور برای پیاده‌سازی این الگو ارائه شده است.
کلیدواژه ها
پداگوژی انتقادی، آموزش نحو عربی، پائولو فریره، مدل بانکی، یادگیری مسئله محور، کنش، آگاهی‌بخشی.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی