| واکاوی فرایند تحول معرفتی در داستان موسی و خضر علیهما السلام بر اساس نظریه یادگیری تحولآفرین جک میزیرو |
| کد مقاله : 1083-ARCONF6 |
| نویسندگان |
|
مجید محمدی بایزیدی * عضو هیأت علمی گروه آموزش زبان و ادبیات عرب دانشگاه فرهنگیان تهران ایران |
| چکیده مقاله |
| یادگیری تحولآفرین جک میزیرو، یکی از شاخصترین نظریات در حوزه آموزش بزرگسالان است که با مواجهه فراگیر با تجربههای گیجکننده و معضلآفرین آغاز میشود و با بازارزیابی چارچوبهای مرجع از طریق تأمل انتقادی، به تحول در فرد میانجامد. این پژوهش با هدف واکاوی فرایند تحول شناختی در داستان حضرت موسی و خضر علیهما السلام به عنوان یکی از غنیترین داستانهای قرآنی در حیطه آموزش، در چارچوب نظریه میزیرو انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و واحد تحلیل، آیات ۶۰ تا ۸۲ سوره کهف میباشد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که این روایت، فراتر از یک داستان اخلاقی ساده در باب رابطه استاد و شاگرد، یک مدل معرفتشناختی مبتنی بر تغییر چارچوب فکری است که هدف آن، صرفاً انتقال اطلاعات توسط یک مربی نیست، بلکه تغییر دیدگاه موسی و شیوهی معنابخشی او به جهان میباشد. در این داستان که با بیشتر مراحل دهگانه میزیرو انطباق دارد، سه بحران (سوراخ کردن کشتی، کشتن غلام و برپاکردن دیوار) به مثابه تجربههای گیجکننده و معضلآفرین عمل کرده و موسی را از سطح تأمل بر محتوا به سطح تأمل انتقادی بر پیشفرضها و چارچوبهای مرجع خود که مبتنی بر شریعت ظاهری است، سوق میدهند. تحول ایجاد شده در موسی، نه یک تغییر سطحی، بلکه یک تحول عمیق در دیدگاه معنایی وی است که بر اساس نظریه میزیرو به شکلگیری ساختاری فراگیرتر، بازتر، متمایزتر و یکپارچهتر در وی منجر میشود. این واکاوی نشان میدهد که متون دینی، علاوه بر غنای معنایی خود، میتوانند الگویی بومی و کارآمد برای طراحی آموزشی بر مبنای نظریههای نوین یادگیری بشمار روند. |
| کلیدواژه ها |
| داستان موسی و خضر، جک میزیرو، نظریه یادگیری تحولآفرین |
| وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی |