تحلیل الگوهای خطای مفهومی (کج‌فهمی‌های) رایج دانشجومعلمان در تشخیص و تحلیل استعاره در آموزش علم بیان و ارائه الگوی آموزشی اصلاح آن: مطالعه‌ای مبتنی بر تجربه زیسته تدریس در دانشگاه فرهنگیان
کد مقاله : 1121-ARCONF6 (R1)
نویسندگان
محسن تقی زاده *
مسئول علمی حوزه علمیه امام خمینی ره،سطح۳حوزوی،فقه و اصول،حوزه علمیه خراسان،ایران، مشهد حوزه علمیه امام خمینی ره
چکیده مقاله
استعاره یکی از پرکاربردترین و در عین حال دشوارترین مباحث علم بیان است که تشخیص و تحلیل درست آن در فرآیند آموزش، همواره با کج‌فهمی‌های متعددی از سوی طلاب و دانش‌پژوهان همراه بوده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل مهم‌ترین کج‌فهمی‌های رایج در تشخیص و تحلیل استعاره در آموزش علم بیان و ارائه‌ی الگویی آموزشی برای اصلاح آن انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد کتابخانه‌ای است و داده‌ها از طریق مطالعه‌ی متون کهن و جدید بلاغی، بررسی نمونه‌های تحلیلی رایج در کلاس‌های درس علم بیان و مقایسه‌ی دیدگاه‌های بلاغیون گردآوری و تحلیل شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد کج‌فهمی‌های رایج عمدتاً در هفت محور قابل دسته‌بندی است: خلط استعاره با تشبیه بلیغ، ناتوانی در تفکیک استعاره‌ی مصرّحه از مکنیّه، غفلت از استعاره‌ی تبعیه، نادیده‌گرفتن قرینه‌ی صارفه، بی‌توجهی به بنیاد ادعایی استعاره، سردرگمی در تعیین طرفین استعاره در بافت متن، و رویکرد حفظ‌محور به‌جای تحلیل‌محور در تدریس. بر پایه‌ی این یافته‌ها، الگویی آموزشی پنج‌مرحله‌ای مبتنی بر رویکرد تغییر مفهومی طراحی شده که شامل شناسایی پیش‌دانسته، ایجاد تعارض شناختی، تحلیل گام‌به‌گام، تمرین هدایت‌شده و ارزشیابی تکوینی است. نوآوری پژوهش در تلفیق مبانی بلاغت کهن با نظریه‌های نوین یادگیری برای اصلاح کج‌فهمی است. این الگو می‌تواند راهگشای مدرسان علم بیان در حوزه‌های علمیه و مراکز آموزش زبان و ادب عربی و فارسی برای بهبود کیفیت آموزش استعاره باشد.
کلیدواژه ها
علم بیان، استعاره، کج‌فهمی آموزشی، تشخیص استعاره، الگوی آموزشی، تغییر مفهومی
وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی